لای لای
لای لای لای لای
دخترک گیسو کمند
محشر مادر
لای لای لای لای
ناز گل خاطر
لای لای ....
دخترک گیسو سفید
مخلص چادر
آخر و کمتر
| سارو |
لای لای لای لای
دخترک گیسو کمند
محشر مادر
لای لای لای لای
ناز گل خاطر
لای لای ....
دخترک گیسو سفید
مخلص چادر
آخر و کمتر
| سارو |
آنتیگونه
آهای آنتیگونه
هیاهوی رستاخیز خیزران ها
های های مادران انتظار بر بالین مفقود کودکان بزرگ تحقیر شده
هروله باد در پیچ پیچک ها
همه را بخاطر بسپار
بهار آمدنی نیست
منتظر نمان!!!
...
| سارو |
خوشی زده زیر دلم
اینو از آواز بی ریخت نون خشکی فهمیدم
خوشی زده زیر دلت
اینو از پنچری چرخای روروک تازه ت فهمیدم
خوشی زده زیر دلمون
اینو نفهمیدم ،
آروغ زدم!
آخیش!!
چقدر خوشی زده بود زیر دلم
بازم آروغ!
آخیش!!!
| سارو |
لاتاری ترین روز من
گوش به زنگ زنگ تلفن زنگ زده ی خانه ی پدری
رینگ رینگ
رینگ رینگ
شما برنده ترین مرده ی بخش چهار این گورستانید!
| سارو |
آهای ... مترسک زشت بزک کرده
تنها و با غرور
افسار غروب را در دست گرفته ای که نکند بیاید؟!
گوش کن!
صدای نعل سمباته زده ی شب را بشنو
کلاهت را بکش تا روی نگاهت!
دانه دانه ، بريز عقلت را براي كلاغ ها!
گوش كن ...!
| سارو |
آدم برفي روبروي خدا نشست و عين آدماي بلاگرفته دستاي تاول زده شو به هم مي مالوند و زير لبي تشر مي زد.
چته؟
خدا مگه نگفتي برات نشونش كردم؟مي دمش به تو بي چونه؟
خب آره!
آخه اين لامصب مهرش خيلي زياده!!
مهرش زياده؟؟ ولي خب مهرشم زياده!!!
مهرشو نخوام؟؟؟
اونوقت بعدا مهرشو مي ذاره اجرا.
... اونوقت اين مي تونه تو آفتاب برف كشون اسفند كنارم واسه و از صداي جليز و وليز آب شدنم استفراغ نكنه؟؟؟
اگه مهرشو ببري و مهرشو بدي ، آره!!
باشه قبول!!!
آدم برفي! حالا مهرش كنم؟
آره خدا
...
( نفهميدي چي شد؟ راس مي گي مهرش زياد بود.معني هاشونم متفاوت :
مهر: مهرباني
مهر: مهر و استامپ
مهر:مهريه
حالا دوباره بخون)
| سارو |
بوم سیاه نقاشی دوست داشتنی!
نقاشی سفید دوست داشتنی روی بوم!
بوم سفید ...
نقاشی سیاه...
دست در ریتم ،
پا در رنگ
بخوانید...
رم رم،رم رم!!!
من آماده ی رقصیدنم!!!...
| سارو |
به کوچه می آییم
من و کاغذ و تو و رنگ
آغاز می شود بازی رنگ و جنگ
سفید پوچ
کوچه پوچ
ققنوس پوچ....
تمام شد.!!!
| سارو |
به كليسا خواهم رفت وقت اذان صبح
به جان سوشيانس
بي شال و بي وضو و بی تنخ...!!!
و پنج ناقوس را هفده بار
با ريتم باران خواهم نواخت!
و با اجازه "كليسا مغ"
نيم قنوت براي مرده ها خواهم خواند.
به كليسا خواهم رفت
و رو به قبله
روبروي خود خدا
پنج بار سجده خواهم كرد...
| سارو |
با هم قدم می زنیم ...
و چمن ها ، زیر پایمان بی منت سجده می کنند !
من از خوبيهايم مي گويم و ...
چمن ها زير پايمان بي منت سجده مي كنند!!
قدمهايم محكمتر!!
از سايكولوژي نفت مي گويم و ...
چمن ها زير پايمان بي منت سجده مي كنند!!
بيدار شدن من وقت نماز صبح و غبغب باد كرده ي من از خواندن دو كلام با خدا!
و چمن ها زير پايمان بي منت سجده مي كنند!!
تو فقط مي گويي : برگرديم.
برگشتني هنوز...
چمن ها سر از سجده بر نداشته اند...!!!
| سارو |
شایع ترین مرگ
بدور از هیاهوی ریپورتی
مرگ بی صداست
آن هنگام که می میری و
نه چکاوک می شناسدت
نه ساقی
نه کفتر
تنها آشنایت ، كفتارهايي هستند كه در اوج گريه و زاري
تمام تو را مي خواهند
اين يعني مرگ جاليزي!!!
راستي كاش مترسكي مي ساختي قبل مردنت
تا ...
تا بخورد همه ي پوشال هايي كه ساختي
و كفتارها كاش بي هق هق چينه برمي داشتند...!!!
| سارو |
مس نبودم
همين!!!
عيار مس با گلوله بايد سنجيد!
عيار مس با خدا
با بوداي تواب
با تو
با من
عيار مس را فقط زخم چركين هزاره ي سوم با لب هاي نازك حوا مي داند
آن هنگام كه مي مكد خون آغشته به سكه را !
مس خونين سبوس دار!!!
مس نبودم
همين...
| سارو |
خواهد رسید روز داوری
من و تو و حوا
و خواهند پرسید:
زندگی کردی یا زنده بودی
بخشیدی یا داشتی
خوب بودی یا خوب نشانت دادند
راست ( ==) رفتی یا راست ( اا ) رفتی
و خواهد رسید روز داوری
و من و تو و حوا
پشت به پشت ،یخمک داغ سافلین را با ضجه قورت خواهیم داد !!!
| سارو |
تا اومدم رفته بودي!
خاكستر...
نموندي بهت بگم ...
نشستم و تا ته ، قلب قلب ،چاي سرد نبودنت رو هورت كشيدم!!!
خاكستر!
برگ برگ ، جرينگ جرينگ، زوزه زوزه،
...
...
هوا خيلي پاييزيست!!!
خاكستر...
| سارو |
گوشواره های زنگوله دار
زنگوله های مشکی
خوردن نیم استکان پنیر
فقر این واژه ی بی آبرو
| سارو |
امروز هم ....
امروز هم...
امروز هم شايد كاسه به دست دنبال يخ براي دل دم كرده مان باشيم!
امروز هم شايد اسير چشمي شويم!!
امروز هم شايد گلي بدون بویدن بوي بارون سر مي كند.!!
امروز هم شايد ،نه ، حتما به اميد فردايي نشسته ايم كه شايد نباشد!!!
فردا .
فردا...
فردا...
فردا حتما كاسه ي گليني اسير چشم گليست تا كمي آب بر دل دم كرده اش بپاشد
همين!!!
| سارو |
مرگ چه ساده مي آيد
و جان انساني را مي گيرد
انگار نه انگار كه او زماني
مي زيسته است وسرشار از
آرزو بوده است.
و مرگ انسانها را مي بيني
و با خود ميگويي آيا براي من هم ممكن است ؟
ايا روزي برمن هم نماز خواهند خواند؟
وقتي به دنيا مي آيي در گوشت اذان مي گويند
وقتي مي ميري بر تو نماز مي خوانند
چقدر دنيا كوتاه است فاصله نماز تا اذان ...
و ديروز هفتم مادرم بود
چه زود بود مردنش
خيلي دلم براش تنگ شده
مادرم
مادرمن
برگرد!!!!
برگرد
| سارو |
تو خیابون قدم می زنی
سلام
می رسی به یه خیابون دیگه
می پیچی
یه خیابون دیگه
بازم بپیچ
یه خ............ د.........
بپیچ
بازم سلام
رسیدی به اول راه
دیگه نپیچ
بشین
بمیر
| سارو |
بارون نمی باره .
بریم نماز بارون!!
شنیدی رفته بودن نماز بارون؟؟؟؟
ببار بارون
ببار بارون
بارون نمیاد نمیاد نمیاد
بایدم نیاد
می دونی چرا؟
نپرس یه آیینه بیار
به خودت یه نگاه بنداز
حالا فهمیدی؟؟؟
| سارو |
یعنی چی هر وقت آرزو به دل می شیم یاد آرزو های بر باد رفته ی مرده ها می افتیم؟؟
می گفت: کلاغ چندصد سال عمر می کنه !!!
گفتم: پیاده شو با هم!!!! کلاغهایی دیدم نرسیده به ۱۰ عمرشونو دادن به شما!
راستی برا این جور کلاغ ها من و تو هم حکم کلاغ چند صد ساله رو داریم؟؟؟؟؟؟؟
| سارو |
روش نميشه بگه دستشويي دارم!!!!
.
..
...
نشست و با تمام توانش خودشو سفت كرد و با تمام عشق همه ي ذره
ذره وجودشو در آيينه ي سلماني سركوچه به دست تيغ داد.آخه اون
گفته بود با اين مو ،بدنم مور مور مي شه.
.
..
...
ديروزتمام تنش به خاطر تيغ خوني سلماني پر از ا...ز شده بود.
| سارو |